آمو ختن روح را زلال میکند. آ موختن پنجره ها را باز می کند.حس طلوع است ،حس آفرینش!
شروع راه، همیشه درک غربت سفر است. وسوسه رفتنو پوست انداختن!
باید آرامش ساحل را رها کرد،باید دل به دریا زد،چون پشت دریا شهر زیباییهاست،
شهر معرفت، با آدم هایی از جنس روشنایی! اما راه نا هموار است و پر تلاطم!
اگر چند فر سنخ از گردنه ی تردید رد شدی بدان که*سنگلاخ چرا ها * آخر راه نیستو باید هر
لحظه منتظر تند بادهای سهمگین نفسا نیتت باشی! راستی یادت نرود، گل های خوش رنگ
و لعابراه را نچینی! سراب ها را جدی نگیر چون اصلا وجود ندارند!
واز همه مهمتر آن که تنها سفر نرو، که تنهایی ذات معود است!
عیار همسفرت را بسنج که راه خطیر است و منزل بس بعید !![]()
برچسب: تنوع بودن دنیای علم, نویسنده: فاطمه رضازاده تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 17:18
آزاد شو از بند خويش ؛زنجير را باور نكن
اكنون زمان زندگيست؛تاخير را باور نكن
حرف از هياهو كم بزن؛از آشتي ها دم بزن
از دشمني پرهيز كن ؛شمشير را باور نكن
خود را ضعيف و كم ندان ؛تنهادر اين عالم ندان
تو شاهكار خالقي؛تحقير را باور نكن
بر روي بوم زندگي ؛هر چيز ميخواهي بكش
زيبا و زشتش پاي توست ؛تقدير را باور نكن
تصوير اگر زيبا نبود؛نقاش خوبي نيستي
از نو دوباره رسم كن ؛تصوير را باور نكن
خالق تو را شاد آفريد ؛آزاد آزاد آفريد
پرواز كن تا آرزو ؛زنجير را باور نكن
برچسب: نویسنده: فاطمه رضازاده تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 16:28